باران

عکاس:سید مصطفی زمانی

تفسیر عکسها یا صورتهای دیگر واکنش در قبال آنها, نباید صرفا کوششی فکری باشد. همان طور که یک آموزگار هنر هنگام برسی نقد گفته است, : " آنچه حقیقتا در نقد هنر رخ می دهد, به میزان بسیار متکی بر درون بینی و دریافتی ناگهانی است و ریشه در عواطف غریزی, تجربه زندگی, و اطلاعات ادراکی دارد که یکباره با هم بارز می گردند". برای پی بردن به محتوای تصویر, احساسات منبع ارزشمندی است و سرنخهای مهمی عرضه می دارد. اگر واقف باشیم که تصویری احساساتی را در ما بر می انگیزد, باید آنها را تشخیص دهیم, بازشناسیم, و با رمزگشایی از آنها در یابیم که آیا عواملی در عکس وجود دارد که این احساسات را در ما بیدار  می کند و آن عوامل کدام است. سپس ضروری است که مجددا این احساسات را با تصویر مرتبط سازیم; بدین منظور, شاید طرح پرسشهایی سودمند باشد: چه احساسی دارم؟ چرا چنین احساسی دارم؟ آیا احساس من حاکی از واکنش به موضوع است یا به شکل یا به استفاده خاص از این رسانه؟ هماهنگ شدن با احساساتمان هنگام مشاهده تصاویر راهی است برای رسیدن به فراسوی بدیهیات, و آغازی است برای تشخیص دلالتهای ضمنی تصاویر.

احساسات, علاوه بر اینکه سرنخی هستند برای ادراک و ممکن است نقطه آغازی برای تفسیر باشند, نتیجه مناسبی نیز هستند : ممکن است پس از نقد تحلیلی و سنجیده عکس یا نمایشگاه, احساسات ما نسبت به آنها عمیقا دگرگون شود.

منبع : کتاب نقد عکس, در آمدی بر درک تصویر/ تری برت