فرم به چگونگی ارائه موضوع گفته می شود. بن شان, نقاش و عکاسی که در سالهای 1930 کار می کرد, می گفت فرم شکل محتوی است. اظهارات توصیفی درباره فرم عکس به چگونگی ترکیب, آرایش و ساختمان دیداری مربوط می شود.

با در نظر گرفتن چگونگی استفاده از آنچه که بدان"عناصر صوری" می گوییم, می شود فرم عکس را برسی کرد. عکاسی این عناصر را از فرمهای هنری نقاشی و طراحی به ارث برده است : نقطه, خط, شکل, نور و ارزش نور, رنگ, بافت, تراکم تصویر, فضا و حجم. عناصر صوری دیگری که برای عکاسی تعریف شده اند عبارت اند از : دامنه ی تونهای سیاه و سفید, کنتراست موضوع, کنتراست فیلم, کنتراست نگاتیو, کنتراست کاغذ, قطع فیلم, نقطه دید, که فاصله دوربین تا موضوع و عدسی مورد استفاده را شامل می شود, زاویه عدسی, کادر و لبه, عمق میدان, وضوح دانه ها, و درجه وضوح. منتقدان به شیوه های استفاده از این عناصر صوری "اصول طرح" می گویند که شامل مقیاس, تناسب, وحدت در تنوع, تکرار و ریتم, توازن, نیروهای هادی, تاکید و تبعیت اجزا از یکدیگر است.

سوزان کیسماریک در مقاله ای که برای کتابچه راهنمای نمایشگاه جن گروور نوشته است در قسمتی از مقاله به نکته ای اشاره می کند که مثال خوبی است در این مورد که چگونه منتقد می تواند فرم و تاثیر آن را بر موضوع توصیف کند :

استفاده شگفت انگیز از عنصر صوری در این تصاویر, مقیاس اشیاع در آنهاست. اندازه وسایل خانگی, کارد, چنگال و قاشق بزرگتر از اندازه واقعی است. درک متعارف از مفهوم این اشیاء  پیش پا افتاده, دگرگون می شود و این وسایلبه اشیاعی غریب و اسرار امیز تبدیل می شود. آرایش بشقابها, کاردها و وسایل خانگی, بیننده را جذب و مسرور می کند و موجب می شود این وسایل در برابر نگاه ما جان بگیرند, هرچند در همان لحظه, به احساس ما نسبت به نقش اصلی این وسایل در دنیای طبیعی, تلنگر می زند. نور مصنوعی به دقت کنترل شده, به این تاثیر کمک می کند. بازتاب رنگ و شکلها بر روی شیشه, فلز و آب, که در زندگی و اقعی لحظه ای به چشم می آید, یا اصلا نمی آید, در اینجا ثابت شده است و موضوع جدیدی را در برابر چشمانمان خقل کرده است. رنگهای طبیعی در عکس شدت یافته اند. اشیای آلی با مصنوع دست انسان در کنار هم گرار گرفته اند. بافتهای صاف و ملایم با بافتهای خشن توازنی ایجاد کرده اند و احساس با اجسام به نزاع برخاسته است.

عناصر صوری که کیسماریک بدانها اشاره می کند عبارتند از نور, رنگ, و بافت, اصول طرح, مقیاس, آرایش اشیاء  و در کنار هم قرار گرفتن آنهاست. او مقیاس را اصل مسلط طرح می نامد و سپس اثر استفاده از مقیاس را در عکس و ادارک ما را وصف می کند. او اشاره می کند که نور, مصنوعی و به دقت کنترل شده است. رنگها طبیعی است, برخی از شکلها صناعی و برخی آلی هستند و در کنار هم قرار گرفته اند. به بافتها اشاره می کند که هم خشن هستند و هم صاف و ملایم و سر انجام به حس و جسم اشاره می کند. توصیف کیسماریک از این عناصر, و تاثیر آنها, به فهم ما و درک اثر گروور یاری می رساند.

در یک پاراگراف کیسماریک نشان می دهد که منتقد به طور همزمان چگونه موضوع و فرم را وصف می کند و همینطور منتقد در یک پاراگراف دست به توصیف, تفسیر, و ارزیابی می زند. نام بردن از اشیاء توصیف است و اشاره به اسرار آمیز بودن آنها, تفسیر عکس است. نظر نویسنده مثبت است. پس از خواندن پاراگراف در می یابیم که کیسماریک عکسهای گروور را خوب تلقی می کند و برای این امر دلیل ارائه می دهد و دست به داوری می زند. داوری اش متکی بر توصیفات است.